محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
198
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
و مىدانيم كه بنى اسرائيل پيشتر نيز ، به هنگام زاده شدن موسى ، به چنين شكنجه و آزار و ددمنشانهاى ، يعنى كشتن پسران از سوى فرعون و درباريانش ، دچار شده بودند ، چنان كه در قرآن مىخوانيم : « همانا كه فرعون در آن سرزمين تكبر ورزيد و مردم آنجا را گروه گروه ساخت . گروهى از آنان را به خوارى و زبونى گرفت ، پسرانشان را مىكشت و زنانشان را زنده مىگذاشت ، همانا كه او از تباهكاران بود » « 1 » از اين روى چنان كه سيد قطب گفته است ، در اين باره دو احتمال وجود دارد : 1 . فرعونى كه نخستين كشتار پسران به هنگام زاده شدن موسى به فرمان او بوده است ، چنان كه در تورات نيز آمده « 2 » ، مىميرد و پسرش يا جانشينى جاى او را مىگيرد و با مردن او فرمان كشتن پسران نيز ناديده گرفته مىشود . تا آن گاه كه موسى به پيامبرى نزد فرعون تازه مىآيد - فرعون تازهاى كه به روزگار وليعهدىاش ، هم موسى را مىشناخت و هم از پرورش او در كاخ آگاه بود و هم شيوهء كشتار پسران و زندهگذاشتن دختران بنى اسرائيل توسط فرعون پيشين را مىدانست - و او و درباريانش را خداپرستى مىخواند ؛ و داستان ايمان جادوگران پيش مىآيد و اين جاست كه پيرامونيان فرعون تازه به او پيشنهاد مىكنند تا دوباره داستان كشتن پسران را آغاز كند و پسران گرويدگان به موسى را - چه جادوگران و چه اندك اسرائيليانى كه به او گرويده بودند - بكشد ؛ 2 . همان فرعون پيشين كه فرمان كشتن پسران را داده بود ، موسى را به پسرى گرفت و در كاخ خويش پرورد ، هم چنان زنده بود ، اما فرمان كشتن پسران ، پس از چندى ، خود به خود يا به خواست فرعون لغو شده بود . و چون موسى بازگشت و رويدادهاى تازه پيش آمد ، پيرامونيان دوباره او را به كشتن پسران گرويدگان به موسى واداشتند تا آنان بترسند و دست از پيروى موسى بازدارند . « 3 » اما اين كه چرا موسى را نكشتند ، گويا از اين روى بوده كه كشتن او را به سود خود نمىديدهاند و مىترسيدهاند كه كشتن او شورشى فراگير از سوى مردم مصر را از پى داشته باشد ، به ويژه كه داستان معجزهء شگفت موسى و ايمان آوردن آشكار جادوگران و به چيزى نگرفتن تهديدهاى فرعون ، به گوش همگان رسيده بود و در كوى و برزن زبانزد خرد و كلان شده و بسى آگاهىها داده بود . از اين روى به گمان بسيار ، فرعون پس از شنيدن و ديدن از اين رويدادهاى گشت و نامنتظره ، كه هرگز نمىپنداشت با آنها رويارو شود - دريافت كه موسى
--> ( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 4 . ( 2 ) . سفر خروج ، 2 : 23 ، 4 : 19 ؛ بسنجيد با : البداية و النهاية ، 1 / 25 . ( 3 ) . فى ظلال القرآن ، 5 / 3077 .